X
تبلیغات
... بـــ - ـا رو نــــ - ـــ و - متفاوت!!!!!!!!!!!!!!

... بـــ - ـا رو نــــ - ـــ و


باران می آمد
خوب در یادم هست،
آن شبی را که در خلوت آن کوچه ی تنگ
من و تو پرسه زنان
بی توجه،
به چشمان تر آسمان
به خیال خودمان،
(زیر رقص باران) می رفتیم.
دست هر یک به دستان دگر،
گره از عشق خورده
بر لبان من و تو جاری بود، خنده ی شیرینی
و تو گویی که همه غصه به دل ها مرده
کو دلی افسرده؟!
من و تو غرق ز دنیایی سراسر خوبی، یکرنگی
و به دور از همه احساس بدی، دلتنگی...


خسته شدم از بارون.نه شوخی کردم بارون!!!!!!!!!!!!!!دوسش دارم
ولی هوس کردم ایندفه چن تا عکس بذارممشکلیست؟؟؟؟

 







به من نمیاد ؟؟کجاشو دیدین؟؟؟خیلی کمه که ..بقیه آپ بعدی



+ <--> | ساعت19:33 | توسط ЯД!иʏ ɢIRℓ |